موزهی بریتانیا یكی از بزرگترین و مهمترین موزههای تاریخ كهن جهان است كه در سال 1753 میلادی در شهر لندن بنیانگذاری شد. این موزه، كه گنجینهی ملی انگلسیسیها به حساب می آید، آثار علمی و هنری تمدنهای شكوهمندی را در خود جای داده است. ظرفها و سكههای قدیمی، نسخههای خطی، نقاشیها، مدالها، تندیسها، پیكرهها و جواهرهای نادر، از گنجهای بسیار دیدنی این موزه است.
بخش چشمگیری از یادگارهای تمدنهای باستانی ایران در این موزه نگهداری میشود. آثاری از تمدنهای هخامنشی، اشكانی، ساسانی و دوره های اسلامی كه استوانهي حقوق بشر كوروش از مهمترین آنهاست. در این جا میخواهیم شما را با برخی از این یادگارهای شكوهمند آشنا كنیم.
1. استوانهی حقوق بشر
این استوانهی سفالی به خط میخی بابلی به فرمان كوروش كبیر(559 تا 530 پیش از میلاد)، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی به هنگام تسخیر بابل، در 559 پیش از میلاد، نوشته شده است. كوروش بیان كرده است كه این پیروزی با پشتیبانی مردوك، خدای بابل، به دست آمده است. سپس از ارزش آرامشی كه برای شهروندان این شهر به ارمغان آورده سخن گفته است. او ميگويد: «من براي همهي انسانها آزادي پرستش خدايانشان را برقرار كردم و فرمان دادم كه هيچ كس حق ندارد به اين دليل مورد بدرفتاري قرار گيرد.» كورش اعلام ميكند كه مالكيت هر كس بايد محترم شمرده شود: «من فرمان دادم كه هيچ خانهاي ويران نشود و هيچ ساكني از آن محروم نگردد.» سرانجام، كورش صلح را هدف اصلي سلطنت خود و عنصر اساسي تعادل اجتماعي ميشمارد: «من صلح و آسايش را براي تمام انسانها تضمين كردم.»

Cyrus Cylinder,Babylonian,about 539-530 BC,From Babylon,southern Iraq,Length: 22.86 cm
2. مهر استوانی عقیق
این مهر استوانه ای كه به حدود 400 تا 500 سال پیش از میلاد بازمیگردد، در آرامگاهی در مصر پیدا شده است. روی این مهر صحنهای از شكار شیر به دست داریوش بزرگ را مشاهده میكنید. در میانهی صحنه نیز نشانهی اهورامزدا، پشتیبان شاهان ایران، دیده میشود. به علاوه، در كنارهی این مهر، نوشتهای به خط میخی و به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی وجود دارد كه به مفهوم " داریوش، شاه بزرگ" است. داریوش بزرگ،داریوش اول، امپراتوری هخامنشی را به اوج شكوفایی رساند و سرزمینهای زیادی از جمله مصر را زیر فرمان خود برد. این مهر عقیق نیز مشهورترین یادگار پارسیها در مصر است كه از آرامگاه تبس(Thebes) پیدا شده است.

Agate cylinder seal , Persian, 5th-4th century BC, Said to have been found in a tomb at Thebes, Egypt, 'Darius the great king' shoots a lion
3. وزنه ی ترازو به شكل شیر
این وزنهی برنزی در غرب آناتولی( در تركیه) پیدا شده و پیشینهی آن به 500 سال پیش از میلاد باز میگردد. به كارگیری این وزنه ها در تمدنهای میان رودان معول بود و پس از این كه كورش بزرگ(559 تا 530 پیش از میلاد) بر این سرزمین دست یافت، این وزنهها مورد توجه پارسها قرار گرفت و در زمان داریوش به صورت استانداردهای وزن در سراسر امپراتوری به كار رفت. در آن زمان، زبان آرامی زبان اداری امپراتوری هخامنشی بود كه نوشته های آن در سنگ نوشتهها و چیزهایی مانند این وزنهی برنزی حفظ شده است. ترجمهی نوشتهی آرامی روی این وزنه، این گونه است: " بر اساس سكههای نقره درست است" كه به احتمال زیاد به كاربرد سكههای نقره به عنوان استاندارد وزن اشاره دارد. این وزنه اكنون 808/38 كیلوگرم وزن دارد كه با استاندارد وزن بابلیها( یك تلنت كه حدود30/30 كیلوگرم بود) بسیار نزدیك است.

Lion weight, Achaemenid, 5th century BC, From Abydos, western Anatolia (modern Turkey), The inscription may be translated as 'correct according to the staters of silver'.
4. پیكرهی برنزی مرد اسب سوار
این نمونهی نادری از اسب سوار پارسی است و پیشینهی آن به 400 تا 500 سال پیش از میلاد باز میگردد. مرد پارسی خنجر كوچكی به كمر دارد و شلوار و لباسی كه بر تن دارد از نوع ویژهی مادها به شمار میرود. اين پوشش مورد پذیرش هخامنشیها نیز قرار گرفت، زیرا پوشش مناسبی برای مردان اسب سوار بود.

Bronze horseman, Achaemenid, 5th-4th century BC, He wears the short Iranian sword known as an akinakes. Height: 8.5 cm, Length: 10.1 cm
5. طرح ارابه ی طلایی
این طرح، كه پیشینهی آن به 400 تا 500 سال پیش از میلاد باز میگردد، در تاجكستان پیدا شد و یكی از مهمترین یادگارهای دروهی هخامنشی به حساب می آید. ارابهی طلایی را چهار اسب كوتاه قامت(پونی) میكشند و دو مرد با پوشش مادی بر آن سوار هستند. جلوی ارابه نیز با نقش یكی از خدایان مصری به نام Bes زینت شده است.

Gold model chariot,Achaemenid Persian, 5th-4th century BC,From the region of Takht-i Kuwad, Tadjikistan,Length: 18.8 cm, The model chariot is pulled by four horses or ponies. In it are two figures wearing Median dress.
6. پلاك طلا
در این پلاك طلا، كه در تاجیكستان پیدا شده است، یك مرد با پوشش ویژهی مادها نمایش داده شده است. پیشینهی این پلاك به 400 تا 500 سال پیش از میلاد بازمی گردد و هدف از ساختن آن هنوز روشن نیست. اما به نظر می رسد آنها را به عنوان نذر و در حكم كاری پرهیزكارانه در زیارتگاهها و آرامگاهها می گذاشتند. چنان كه در این پلاك یك نیایشگر با دسته ای از گیاهی كه در جشنهای دینی بین نیایشگران پخش می شد، به تصویر كشیده شده است.

Gold plaque,Achaemenid Persian, 5th-4th century BC, From the region of Takht-i Kuwad, Tadjikistan, The man is sometimes identified as a priest because he carries a bundle of sticks known as a barsom. These were originally grasses that were distributed during religious ceremonies.
دکتر پرویز رجبی
در سال 1318 در روستای امام قلی قوچان به دنیا آمد و در سال 1350موفق به دریافت درجه ی دکترا در رشته های ایران شناسی ، اسلام شناسی و ترک شناسی از دانشگاه گوتینگن آلمان شد ... زن در هنر هخامنشی از کتاب : از زبان داریوش !... انتخاب شده است.
مدت زیادی است که می دانیم که در هیچ یک از نگاره های بی شمار تخت جمشید و شوش و پاسارگاد هیچ زنی به تصویر کشیده نشده است.
باستان شناسان حفار در قطعه ی شکسته ای از یک آجر لعاب دار بنایی ایرانی در بابل به دست آمده ، جهره زنی را می بینند که با رنگ سفید نقاشی شده است. (1) قطعه آجری از شوش دست سفیدی مزین به دست بند را نشان می دهد که نیزه ای را حمل می کند .البته این دست نمی تواند از آن زنی باشد . حتی گفته شده که ایرانی ها هیچ زنی را نقش نکرده اند. اما ما طبعا باید به اسنادی که به تصادف به دست می آید نیز بهاء دهیم . ظاهرا زن در چهار چوبی که برنامه های بزرگ امپراتوری و قدرت فرمانروایی آن را به نمایش در می آورد ، نقشی نداشته است.(2)
اما در میان آثار هنری کوچک به نقش های بی شماری بر می خوریم که به کمک آن ها می توان به تصویر کاملی از ظاهر زنان امپراتوری بزرگ ایران دست یافت .
نخستین موضوعی که بی درنگ جلب توجه می کند لباس زنان است . که همان لباس چین دار هخامنشی و همان کلاهی است که مرد ها بر سر دارند .
سر پوش کنگره دار بیش تر به چشم می خورد . از آن جا که مردان نیز از زیور آلات و جواهر زیادی استفاده می کرده اند از این طریق تشخیص مرد و زن بسیار دشوار می شود . حتی عناصر زینتی ، مانند به دست گرفتن نیلوفر نیز ، در تصویر زنان و مردان مشابه است . علاوه بر این معلوم می شود که در سراسر امپراتوری از((مد))واحدی پیروی می شده است . ظاهرا زنان اشراف چشم به دربار در تخت جمشید داشته اند و می کوشیده اند از لباس پربهای درباری تقلید کنند . برای نمونه به نگاره ای از سنگ آهک که از مصر به دست آمده و امروز در موزه بروکلین نگه داری می شود ، نظری می اندازیم .
(کتاب ، تصویر 171):

این نگاره زنی را با لباس چین دار هخامنشی نشان می دهد . چین های افقی جلوی لباس و پاچه ای که به ((خورد)) چین ها داده شده وتشکیل قوس های مکرر را داده است ، به وضوح همانی است که در لباس هخامنشی و در نگاره های تخت جمشید می بینیم . این لباس برش زیبایی دارد و در قسمت پشت ، تا زمین آویخته است .آستین ها نیز برشی گشاد و آویخته دارد. دست های نگاره در جلو به هم گره خورده و گردن بندی چند ردیفه از مروارید، مانند گردن بندی که از پاسارگاد به دست آمده ، برگردن دارد . حلقه های بزرگی زینت بخش گوش ها شده و موها را نواری با نقش نیلو فر نگه داشته است . این نوار همانی است که اسلحه دار های شاه در نگار ه ی بیستون بر سر دارند . در آرایش مو نیز تقلید از آخرین ((مد)) نگاره های تخت جمشید را شاهدیم . مو ها کوتاه و به صورت دایره ی موج دار انبوهی پیرامون سر ، درست مانند مو های شاه قرار گرفته است. سینه های بزرگ تصویر به خوبی گواهی می دهد که نگاره از آن یک زن است.
همین آرایش مو را در سری می بینیم که از تخت جمشید به دست آمده است.این سر به تقلید از سنگ لاجوردی ، لعابی به رنگ آبی دارد.
(کتاب ، تصویر 172): 
چشم ها و ابروان از لعاب شیشه ای و به رنگی دیگر ساخته شده است . این سر می توانست از آن یک زن باشد . همچنین سری از سنگ آهک که در مسجد سلیمان پیدا شده ، یا سر دیگری از گل پخته از شوش ممکن است زنانه باشد .(3) در سوریه نیز از مد تقلید می شد . مثلا تندیس های کوچک اله هایی ظاهرا در حال زایمان از گل پخته که به تعداد بی شماری در معبد های ایشتار به دست آمده ، در زمان هخامنشیان ناگهان لباسی بر تن دارند که رگه هایی از لباس چین دار هخامنشی در آن دیده می شود .(4)
طبق معمول این تندیس ها نیز ، به سبک ایشتار های بسیار کهن ، سینه های شان را با دو دست نگه داشته اند . در میان آن ها حتی نمونه هایی از الهه هایی به چشم می خورد که لباس شان به طور کامل لباس درباری هخامنشی است. حتی حاشیه هایی که قطعات مختلف لباس را از هم جدا می کند. شبیه لباس هخامنشی است و در دست الهه یک گل نیلوفر به چشم می خورد (5) علاوه بر این ، الهه کلاهی بر سر دارد که بیننده را به یاد کلاه شاه در تالاربار می اندازد . این کلاه در این جا با نقشی زیگزاک تزیین شده است. (6)
در میان وسایل آرایش ، سرمه دان هایی از برنز یافت شده که اغلب به هیئت یک زن ساخته شده است . نمونه ی مجموعه ی خصوصی فروغی از زیبایی خاصی برخوردار است. زنی که به صورت سرمه دان ساخته شده لباس هخامنشی برتن دارد که به خصوص آستین هایش از زیبایی خاصی برخوردار است .
(کتاب ، تصویر 173) :
از پشت سر زن گیسوان بلندی آویخته است و برگردن گردن بند پهنی از مروارید دارد . دسته ی کلاهک سرمه دان که به شکل پایه مبل ساخته شده ، برای آسانی کار کمی بلند تر گرفته شده و روی آن یک پرنده نشسته است . سرمه دان برنزی مشابهی ، البته با ظرافتی کم تر ، در موزه ی آشمولین (7) آکسفورد نگه داری می شود (8) . همان زلف بر شانه افتاده ، این بار بسیار دقیق بافته شده و چین های پشت لباس ، طبق قاعده ، به صورت قوس های مکرر افقی آویزان است. سرمه دان دیگری که از گور زنی در کیش (9) به دست آمده ، دارای روکشی از نقره بوده است . در این نمونه هم لباس چین دار هخامنشی تکرار شده و تندیس موی کوتاه مجعدی دارد .
همین لباس بر تن بانوان متشخص و ندیمه هایشان بر پارچه ای گوبلن نقش شده ، که در جنوب روسیه و در گورگان پازیریک پیدا شده است.
(کتاب ، تصویر 154) :
برای لباس خانوم ها در مقایسه با لباس ندیمه هایشان پارچه ی بیش تری به کار رفته است . این تفاوت را می توان از حاشیه های کنار لباس ها و نقش آستین ها تشخیص داد. به کلاه کنگره دار در بالا اشاره کردیم . روی این کلاه چادری نیز پوشیده شده است.
به زنانی با این پوشش و لباس اغلب در مهر ها هم بر می خوریم . نمونه ی بسیار زیبایی امروز در موزه لوور پاریس نگه داری می شود .
(کتاب ، تصویر 174) :

ظا هرا مجلس بار در تخت جمشید مدل این مهر قرار گرفته است.
(کتاب ، تصویر 44 و 49) : 

درست به همان شکل که شاه در مجلس بار نشسته است ، در این مهر زنی بلند پایه بر صندلی تخت مانندی ، که پشتی مرتفعی دارد نشسته ، پاهایش را روی چها رپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد . لباس این زن لباس دربار هخامنشی است. کلاه اش شبیه تاج است که چادری روی آن انداخته اند. تصویر این زن بر خلاف تصور معمول از آن یک الاهه (10) نیست ،بل زن بلند پایه ای است که با رفتاری دریاری خواسته تا اعتبار و درجه خود را با برد .
در مقابل او ندیمه ای با موی بافته ی بلند ایستاده و پرنده ای شبیه آن چه روی کلاهک سرمه دان قرار داشت ، در دست دارد. این پرونده یا یک شیئی زینتی ، یا وسیله ای برای بازی و شاید هم پرنده ای زنده ، مثل قناری برای وقت گذرانی یک خانم سرشناس است.
عود سوزی بزرگتر از معمول یافته ایم که نیز تقلیدی است آگاهانه از مجلس بار شاهی در تخت جمشید با این تفاوت که به جای مرد خدمتکار سطل به دست تخت جمشید در این جا زنی خدمتکار نقش شده است . این زن نیز مانند خدمتکاران منقوش بر پارچه ی پازیریک لباسی چین دار بر تن و کلاهی کنگره دار بر سر دارد.
در مهرهای زیادی زنان ایرانی با لباس چین دار دیده شده اند . مثلا بر مهری که در لندن نگه داری می شود زنی را می بینیم گل نیلوفر به دست و با موی بلندی که در قسمت پایین چندین گلوله به آن بافته شده است.
(کتاب ، تصویر 175) :
در مهر دیگری در آکسفورد ،
(کتاب ، تصویر 176) :
مردی ایرانی با لباس سوار کاری و باشلق روی چارپایه ای نشسته و در مقابل وی زنی با لباسی دیگر جام به دست در حال پذیرایی است . و بالاخره در مهری در تورنتو زنی در حال حمل یک مجموعه ی کامل وسیله ی نوشیدن ، یعنی غرابه ،جام و ملاقه است.
(کتاب ، تصویر 177) :

در میان کنجینه جیحون نیز به بی شماری از نقش های زنان بر می خوریم. در فضای داخلی در یک قوطی نقره ای کوچک زنی با همان لباس معمول و مردی با لباس سوار کاران ایرانی نقش شده است.
(کتاب ، تصویر 178) :

در تعدادی از ورق های زرین که شاید همانند کلیساهای زیارتی ارتودوکس و کاتولیک امروزی مخصوص نذر و نیاز بوده ، زن های گل نیلوفر بر دست نقش شده است . (11) در دو مهر انگشتر دیگر در هر کدام زنی نشسته به چشم می خورد ، که گل یا پرنده ای در دست دارد (12). به این ترتیب این حالت در تصویر زنان حالتی معمول و گسترده بوده است. در مهری که امروز در لندن نگه داری می شود به وضوح پیداست که پرنده ای که اغلب در نقش زن های نشسته به چشم می خورد ، به هیچ وجه برای قربانی کردن در راه خدایان نیست .
(کتاب ، تصویر 179) :
در این جا زنی نشسته در حال دادن پرنده ی کوچکی به دخترش برای بازی است.
به این ترتیب می بینیم که بی شماری نقش زن عصر هخامنشی وجود دارد ، که در آن از نظر لباس و کلاه و زیورآلات فرقی میان زن و مرد به چشم نمی خورد . حتی نقش های تشریفاتی مجالس مربوط به شاه ، مجلس مشهور بار در فضای مرکزی پلکان بزرگ آپادانا نیز ، صورتی است که از طرف زن های امپراتوری بزرگ ایران تقلید می شود
.jpg)
.jpg)
محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت .
این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد . از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید . فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست . او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت . از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی ، زیر نظر استاد عیسی بهادری ، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت .
بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد . فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد . فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت
سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد . آثار سالهای شاگردی استاد هنوز در مرکز هنرستان ، موجود است . بدون تردید استاد محمود فرشچیان یکی از پدیده های هنر نگارگری (مینیاتور) در عصر حاضر است و او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است . این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون ، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند . سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانستند.
|
| |
|























